|
یکی دو پرنده کافی بود
که آسمانم را نقاشی کنند با بالهایشان آبی و زلال بر خاکستری که بر سرم آوار میشد و لکههای کوچک ابر را مثل قایقی بکشند بکشند و با خود ببرندم به هر کجا که میخواهند یکی دو پرنده کافی بود
تا پرندهها آمدند آمدند آمدند دسته دسته هزار هزار و آنقدر آمدند تا آسمانم سیاه شد یکی دو پرنده کافی بود
نوشته شده توسط امیر جهان افروز در چهارشنبه 5 تیر1387 ساعت 4:14 بعد از ظهر | لینک ثابت |
|
![]() با سلام خدمت تمامی کسانی که به این وبلاگ سر میزنند لطفا زود قضاوت نکنید حتما مطالب رو بخونید و بعد از این کار نظر بدهید فهرست اصلی صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو وبلاگ پیوندها دانلود بازی#رمز تقلب بازی#توضیح بازی جک و سرگرمی جکهای خنده دار آدرس ایمیل عاشق تنها خوشحال میشوم سایت دانشگاه پیام نور سيستم نمرات دانشگاه پيام نور استان بوشهر غمنامه های عاشقی زاد مهربه نام نامی مهر ... (( دل سروده های حسن توکلی رودسری )) قالب وبلاگ بلگفا طراح قالب ![]() *
*
*
*
|
|
Copyright (C) 2007,
http://kavirdelema.blogfa.com. all right reserved. |
|